



اوه لعنت !!!
تابستون نصفش رفت و ما همینجا موندگاریم ... البته زیادم بد نیست ، بشدت دوست دارم شر این دانشگاه کنده بشه بره پی کارش ! ![]()
خواب : از اون عناصریه که تو زندگیم از همون اول باهاش مشکل داشتم، نه اشتباه نشه اصلا ازش خوشم نمیاد، به نظرم دکترا اشتباه می کنن که میگن روزی ۸ ساعت باید خوابید !
ترم تابستونی و مقادیر زیادی " اوه لعنت! "
فقط تربین بدنی و شنا حال میده وگرنه حالم از اون استاد معارف ( که البته من اسمشو استاد نمیزارم ) بهم میخوره که همش سعی میکنه بچه ها درگیره کلاس بکنه
باید التماسش کنی تا ۲ کلمه حرف از دهنش درآد .. در ضمن امکان نداره کمتر از ۲ مرتبه حاضر-غایب نکنه ![]()
خلاصه حالــــــــــــــی می بریم !!
معادلات و دیفرانسیل ... می دونم از اون اولی که خدا معادلات رو خلق کرد هیشکی ازش استفاده هم کرده یا نه؟ فکر کن ... استاد یه دختر ۱ متر و ۶۰ سانتی ... عینکی ... صدا در حد سوسک ![]()
... Damn baby all I need is a lil' bit
... A lil bit o' dis a lil bit o' dat
خدا کنه زودتر ایم تابستون لعنتی تموم بشه ! نه ؟
دلم یه سفر خفن میخواد ! اسیدی ![]()
راستی سوده هم برگشت
مقادیر زیادی هاگ

بعضي وقتها ، بعضي فعل ها ، بعضي حرفها ، بعضي سكوت ها
خواسته يا نا خواسته آتيش ميزنه و خاكستر ميكنه بود و نبود رو ...
هستن و نيستن رو...
| تبليغات | X | |