تبليغاتX
به سوی تباهی
سه شنبه 1387/10/03

Next Life" by Woody Allen":



In my next life I want to live my life backwards. You start out dead

and get that out of the way. Then you wake up in an old people's home

feeling better every day. You get kicked out for being too healthy, go

collect your pension, and then when you start work, you get a gold

watch and a party on your first day. You work for 40 years until

you're young enough to enjoy your retirement. You party, drink

alcohol, and are generally promiscuous, then you are ready for high

school. You then go to primary school, you become a kid, you play. You

have no responsibilities, you become a baby until you are born. And

then you spend your last 9 months floating in luxurious spa like

conditions with central heating and room service on tap, larger

quarters every day and then Voila! You finish off as an orgasm! I

rest......

+ نوشته شده در 1:8 PM توسط خودم.
دوشنبه 1387/06/04
میتوان آیا .... ؟
 

ميتوان آیا..........؟


ميتوان ايا درون لحظه ها گم شد ؟

ميتوان تنها به شب آويخت ؟

ميتوان خود را ميان سايه پر پر كرد ؟

ميتوان در هرزه گيها سوخت ؟

ميتوان در اوج تنهايي به برگ پيچكي پيچيد ؟

آه ...........

آري ميتوان

ميتوان بر بال پروانه سفرها داشت

ميتوان پروانه ها را كشت

ميتوان با رود جاري شد

ميتوان جاري شدن در عشق را آموخت

ميتوان خورشيد را در ابر پنهان كرد

ميتوان گم گشته پيدا كرد

ميتوان با خود خدايي داشت

ميتوان خود را خدايي كرد

ميتوان اميد را بر زندگي باريد

ميتوان باران رحمت شد

ميتوان زيباترين ها را ستايش كرد

ميتوان با عشق زيبا شد

میتوان با عشق معنی کرد


 

+ نوشته شده در 1:0 AM توسط خودم.
پنجشنبه 1387/02/19

 

I just want to see you

When you're all alone

I just want to catch you if I can

I just want to be there when the morning light explodes

On your face it radiates

I cannot escape

I'll love you till the end.

 

I just want to tell you nothing

You don't want to hear.

All I want is for you to say

Oh why don't you just take me where I've never been before

I know you want to hear me catch my breathe

I'll love you till the end.



I'll love you till the end.

I just want to be there

when we're caught in the rain

I just want to see you laugh not cry

I just wan to feel you when the night puts on its cloak

I'm lost for words don't tell me

Cause all I can say

I'll love you tillthe end.

I'll love you till the end.

P.S. I Love You

 

+ نوشته شده در 10:16 PM توسط خودم.
شنبه 1386/09/24

+ نوشته شده در 10:50 AM توسط خودم.
یکشنبه 1386/08/20
جهان سوم جائيست كه هركس بخواهد مملكتش را آباد كند خانه اش خراب مي شود و هركس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد!!

دکتر حسابی

+ نوشته شده در 7:45 AM توسط خودم.
پنجشنبه 1386/07/19

چند وقت پیش در راستای پروژه فیلم دانلود کنی، آحرین فیلم حضرت کوین کاستنر رو دانلود کردم .... فیلمی به اسم «Mr Brooks» محصول 2007 هالیوود، خیلی وقت بود که منتظرش بودم. حالا نمی دونم شما دیدیتش یا نه؟! ولی اولین چیزی که نظرم رو به خودش جلب مرد  صحنه‌ی اول فیلم بود که کوین کاستنر ، یه دعایی رو زمزمه می کنه، که البته تا آخر فیلم چندین بار همین دعا رو تکرار می کنه، اولش پیش خودم گفتم که چقد این دعا به گوشم آشناس، ولی گفتم خوب حتما ماله انجیلی چیزیه ولی چند روز پیش که توی روزنامه یه مطلب در موردش خوندم یهو یادم اومد

God! grant me the serenity to accept the things I can not change, the courage to change the things that I can, and wisdom to know the difference.
« خداوندا به من آرامشی عطا کن که بپذیرم آنچه نمی‌توانم تغییر دهم و جراتی که تغییر دهم آنچه را که می‌توانم  و علمی که تفاوت این دو را دریابم»
همونطور که بیشترتون این دعا رو شنیدید و می دونید که دعا از دکتر شریعتی بوده. کلی کیفور شدم البته نمی شد انتظار داشت که دکتر بروکس بیاد و بگه "هیچ میدونستید این جمله از کیه؟! مال دکتر شریعتیه !!!" ولی خوب آدم یه جورایی حرصش می گیره! شاید هم باید خوشحال بودم که نام دکتر شریعتی، به عنوان خطیب و تئوریسین ایرانی صاحب آن کلام، برای توجیه جنایت‌های شخصیت اصلی فیلم خرج نشد. البته بازهم دلیلی نیست که یه جمله با معنی رو فقط آدمای خوب بکار ببرن!!  نمی‌دونم هدف کارگردان، Bruce A Evans، از قرار دادن این شعار زیبا در دهان شخصیت فیلم چی بوده. بد نیست شما فیلم را ببینید، شاید ....
 
+ نوشته شده در 9:33 PM توسط خودم.
چهارشنبه 1386/07/04
+ نوشته شده در 8:41 PM توسط خودم.
دوشنبه 1386/07/02

 

LORD, Free me of myself so I can please you

+ نوشته شده در 10:57 AM توسط خودم.
نوشته های قدیمی
دی 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
لینکدونی
... و خدا خر را آفرید
محمود جیگر طلا و عشق ناکوم
آمریکایی ها و اسپانیایی ها
:D سیر تکاملی دخترا
... ده ساعت لعنتی که حتما
تی شرت «عشق» و «نفرت» ابتکاری
هم چراغیها
* S€ - V€ - D€ - H€ *
دلتنگی های قاصدک
س و ژ ه
زورتــاک
تنهای دیونه
تبعیدگاه
شیفت شب
کارگران مشغول کارند
Aloud silence
کرم سیاه کوچولو
حرفهای یه نفر
روز نوشته های سفید
اسپیرو
X وب كوچولو X
FeXoN
P.T
ALADDIN
شبگرد
سيب سبز
مرحــــــــوم خـــــــودم
جایی که پیاده رو به پایان می رسد
فرنـــــــام
 RSS  
تبليغات X